درباره نویسنده
نوشتن رو دوست دارم ! شاید جالب نباشن اما من رو با نوشتنشون آروم میکنه ! روزانه هایِ زندگیمه ، خاطراتمـــُ حرفایِ دلـــم ! دوست نداری نخونــــ
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • تنها در خانه
  • جاست فرند ؟؟
  • اوون روزززز .... !
  • یک ســـ ـــال
  • جـوجــه ، دوستِ من
  • هفتِ بهمن ؛ صبح ...
  • سر خوش :-)
  • روزهایِ تکراری
  • بـ ـــله !
  • زخمی
  • من
  • مسافرتـــِ زورکــی
  • لبخند تو
  • یـــَ ل د ا
  • مُــردم . . .
  • غـُر غـُر
  • من
  • بی حوصلگی . . .
  • گیج و منگ ...
  • آدم هـــا
  • کـَر
  • نعمتی به اسمه شانس ... !!!
  • پاییـــــــــــــز
  • حسودم من !!
  • دروغ
  • جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠
  • هوایِ تــو
  • شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٠
  • :|
  • پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠
دوستان من
  • آباژور
  • کلاه گیس
  • تمام دنیای من
  • درد دلهای من
  • روزهای زندگیِ من
  • سرزمین تنهایی من
  • یواشکی های زندگیم
  • من اینجا بس دلم تنگ است
  • .:: عشق سپیده = سپهر ::.
  • زنی تنها در آستانه فصلی سرد
  • سیاه سیاهم با زرد هماهنگم کن
  • آنکه دانست زبان بست، وانکه میگفت ندانست
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



آباژور خانم
تنها در خانه
نویسنده: ملی کا - چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠

امـــروز ، بیش تر از هــمیشه احساسِ تنهایی میکنم . دلــم یه آغوش میخواد که خودمو توش رهــا کنــم و دیگه به هیچی فکر نکنم ... بدونم اون آغوش انقدر امنِ که دیگه نباید نگرانِ چیزی  باشم ... ! اونم منو محکم تو اعماقِ وجودش فشار بده تا دیگه فشاره هیچ چیزه دیگه ، جز گرمیِ اونو حس نکنم ...

صبح که مامان رفت ، انگار یه تیکه از وجوده منم باهاش رفت ... چقدر دلم میخواست منم میرفتم و پیشش می بودم ! میدونم با هیچ کس حتی با پدر ، اونقدر که با من راحته ، راحت نیست اما خواسته یِ خودش بود ... 

مامان ، بیشتر از هر آدمه دیگه ای تو دنیا دوست دارم و سلامتیت آرزومــه  ♥

خدایا ، این روزا کی تموم میشه ؟ به معنیِ واقعی خستم ... کم اوردم ... دلم شادی میخواد ... قهقه از تـهِ دل ... بیخیالِ دنیا بودن ... بیخیالِ آدمایِ عزیزی که از پشت خنجر زدن ....

پ.ن : ظرفیت تکــــمیل !

نظرات ()



جاست فرند ؟؟
نویسنده: ملی کا - شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



اوون روزززز .... !
نویسنده: ملی کا - جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



یک ســـ ـــال
نویسنده: ملی کا - پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



جـوجــه ، دوستِ من
نویسنده: ملی کا - شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



هفتِ بهمن ؛ صبح ...
نویسنده: ملی کا - جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



سر خوش :-)
نویسنده: ملی کا - یکشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٠

بــله بـــلــه !!!

اینجانب ملی کا هستم که تا چند دقیقه پیش چارچنگولی پایه تلویزیون نشسته بودم و مادر خانومی رو هم بسیج کرده بودم که بشینه پا بــــــــه پام ، تا تکراره برنامه ایی که بهشون ایمیل داده بودم رو دوبـــاره ببینیم !!!!!!! 

صبح آنلاین ، خوندنـــــا !!!! اما چووون مزه پـَرونده بودم دوست داشتم دوباره ببینم !!!! تازه کلی هم ذوغ مرگ شدم ُ خندیدمــُ مامانی هم تشویقم کرد .... !!!!

بله ! کلِ خوشیه منم تو همین فان هایِ کاذب  خلاصه میشه این روزا ! امروز هم شنبه ، دومـِ بهمن بود که فکر کنم کم کم داره میشه سوم ، یا شُده !!!!!

پ.ن :برای ثبتِ خاطره نوشتم ... برنامش هم از شبکه هایِ ایرانی داخلی بود ...

نظرات ()



روزهایِ تکراری
نویسنده: ملی کا - شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »